تبليغاتX
به نام او که همه را پاک آفرید


به نام او که همه را پاک آفرید

خدایم : نگاهت را مگیر از من
اولین روز ماه مبارک رمضون:

 دیشب که واسه سحری بلند شدیم یاده چه خاطراته خوبی افتادم . با محمد کلی خندیدم

 یاده اون مجریه تو شبکه یک هست و کلی ریش داره (اسمشو نمیارم که غیبت نشه) چقد مسخره اش می کردیم.  (میدونم روزه هامون به درده عممون هم نمیخوره )

محمد ( راستی گفتم محمد داداشمه. خیلی جیگره دوست داشتنیه) کلی دلش واسه آقاهه تنگ شده بود. فقط یادمه این مجریه حرف میزد و محمد کلی چرت و پرت میگفت. دیشب که مجری رو دیدتش میگه حالا روزه اوله کاری باهات ندارم . دیگه مرده بودم از خنده 

 امسال آجیم دیگه ماه رمضون پیشه ما نیست . اخه آجیم رفته خونه بخت !! دلم واسه اون موقع ها خیلی تنگ شدش.

 

+نوشته شده در 88/05/31ساعت13:55توسط فاطمه دمبند خامنه |

 

حقیقت آن چیزی نیست که نوشته می شود و یا گفته میشود...

آن چیزی است که سعی میشود پنهان بماند

 

ای کاش برای سعی در پنهان حقیقت حداقل دروغ نمی گفتیم

+چقدر باید تلخ بوده باشی

+نوشته شده در 88/05/27ساعت9:13توسط فاطمه دمبند خامنه |

ماه رمضون داره میاد

 

یاده پارسال افتادم که هر روز از ماه رو یه مطلبی داشتم واسه وبلاگم بذارم. ولی امسال دیگه حوصله ای ندارم. از نوشتن خسته شدم.

 از حرف زدن و از فکر کردن.... کاش یکی بود به جایه آدم فکر می کرد

درست فکر میکرد

+نوشته شده در 88/05/25ساعت13:58توسط فاطمه دمبند خامنه |
 

این زندگی هم چه بازی هایی با من داره

دیگه حوصله این بازی هاشو ندارم

 

+نوشته شده در 88/05/12ساعت9:21توسط فاطمه دمبند خامنه |