تبليغاتX
به نام او که همه را پاک آفرید


به نام او که همه را پاک آفرید

خدایم : نگاهت را مگیر از من
دست به گیرنده ها نزنید اشکال از فرستندست

 

بگو                 که گل  نفرستد               کسی به خانه من

 که عطر یاده تو پر کرده است آشیانه من...

 

+ دل دیوونه خرابم میکنی ، چرا مثل قدیما خوب نمیشی؟ هان. کتک دلت میخواد

+میدونم انتهای این همه فکر این همه رویا که می بافم ... آخرش شکافتن است وبس

 

+نوشته شده در 87/10/29ساعت13:21توسط فاطمه دمبند خامنه |
برف میاد گوله میشی می افتی تو حوضه نقاشی
 

بیرون از من

برف است

بخاری خاموش

و فنجان قهوه گرمای گمشده اش را

فراموش کرده است

به تو می اندیشم

و به عبور خیال از عرض خیابان

تا به نرده هاو نهایت نمی رسد

یک دقیقه دیر یا زود

به حال زمین و چراغ زرد

چه فرق دارد؟

مهم ماندنت در تاریکی ذهن من است

برف که می بارد

فنجان قهوه ترک بر میدارد

و تصویر تو چه تلخ میریزد

بر نقش قالی

                                               "س. محمدی"

 

+نوشته شده در 87/10/23ساعت12:10توسط فاطمه دمبند خامنه |