دست به گیرنده ها نزنید اشکال از فرستندست
بگو که گل نفرستد کسی به خانه من
که عطر یاده تو پر کرده است آشیانه من...
+ دل دیوونه خرابم میکنی ، چرا مثل قدیما خوب نمیشی؟ هان. کتک دلت میخواد
+میدونم انتهای این همه فکر این همه رویا که می بافم ... آخرش شکافتن است وبس
برف میاد گوله میشی می افتی تو حوضه نقاشی
بیرون از من
برف است
بخاری خاموش
و فنجان قهوه گرمای گمشده اش را
فراموش کرده است
به تو می اندیشم
و به عبور خیال از عرض خیابان
تا به نرده هاو نهایت نمی رسد
یک دقیقه دیر یا زود
به حال زمین و چراغ زرد
چه فرق دارد؟
مهم ماندنت در تاریکی ذهن من است
برف که می بارد
فنجان قهوه ترک بر میدارد
و تصویر تو چه تلخ میریزد
بر نقش قالی
"س. محمدی"


